تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - تردید واسه کلاس
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ذهنم بدجور مشغول کلاس زبان شده.نمیدونم چیکار کنم.همش میگم سنم واسه کلاس زیاده و اگه بخوام ترمی شروع کنم باید چند سال برم کلاس.از طرف دیگه وضعیت ترم بعدم معلوم نیست و نمیدونم بهم واسه تدریس کلاس میدن .اگه بدن چه روزهایی و میترسم با کلاس زبان تداخل پیدا کنه و مجبور شم بعد 3ماه ولش کنم.من واقعا دوس دارم زبان یاد بگیرم .از طرف دیگه اصلا نمیخوام بیکار باشم.از بیکاری تو خونه دیوونه  میشم.کاش پول اونقدر داشتم که واسه زبان مدرس خصوصی میگرفتم و انوقت نگران زمان کلاسا نمیشدم.
نمیدونم کجا کلاس برم که بهتر باشه.تو شهر خودم که کلاساش بدرد نمیخوره مجبورم برم یه شهر دیگه که اونجا هم کانون و سفیر رو داره.دخترخاله میگه واسم کانون بهتره.
میگن تعیین سطح داره.کاش میتونستم تا تعیین سطحش یه خورده زبان کار کنم ولی من اصلا نمیدونم تعیین سطح چیا رو میپرسم.
والا الان ملت نگران نون شب و تحریمن ، ذهن من درگیره این چیزا.
----------------------
واسه باشگاه هم  به زهرا زنگیدم قرار شده فردا به باشگاه بزنگه و بعد بهم خبر بده.احتمالا دیگه از این هفته باشگاه رو میریم.تصویب شد که بریم ایروبیک و بیخیال یوگا بشیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 27 اردیبهشت 1392
ستایش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.