تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - دوست دبیرستان
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیروز که دوستم بعد از سالها دیدم از دوست مشترک دبیرستانمون گفت،تو دبیرستان ما 3 تا باهم دوست صمیمی بودیم اما بعدش کم کم از هم دور شدیم.از زهرا چون 1 کوچه بالاتر از ما میشینن خبر داشتم البته تا ازدواجش.یادم نیست چند سال پیش بود که عروسی کرد،فقط یادمه تهران بودم و نتونستم برم عروسیش و بعداز اینکه اومدم خونه یه روز با کادو  رفتم خونشون(خونه باباش اینا).فیلم عروسیشو گذاشته بود و خیلی خوشحال بود بعد از اون دیگه ندیدمش.میدونستم جنوب زندگی میکنه . بخاطر کار شوهرش اونجاست.
تو کلاس خیاطی دوستم از زهرا گفت.گفت که الان بچه داره والبته گفت پسر داره.منم از دیروز هی تو فکرش بودم.امروز گوشیمو چک کردم ببینم شماره ای ازش دارم یا نه.2 تا شماره ایرانسل  ازش داشتم،شک داشتم هنوز این شماره ها رو داره یا خاموشن.شانسی به یکیشون  اس ام اس دادم.دیدم جواب داد .براش نوشته بودم پسر دار شدنت مبارک که جواب داده بود دختر دارم.یعنی اطلاعات دوست قبلیم غلط بود(تا این حد از هم خبر داریم ما)
کلی اس ام اسی از هم خبر گرفتیم. گفت خرداد میاد شمال دوست دارم یه فرصت پیش بیاد دوباره ببینمش.ببینم میشه یا نه،آخه آدم های متاهل و بچه دار به همین راحتی وقت آزاد واسه دوستای مجردشون ندارن،تا ببینیم خدا چی میخواد
فردا کلاس خیاطیم تموم میشه یه چادر و مقنعه میبرم بدوزم بعد دیگه تمام.
دیروز یکی از بچه ها میگفت چرا دوره خیاطیت تموم شده تو کلاس رو شاد میکنی،همچین ادم شاد و البته پرحرفی هستم.خودمم کلاس و بچه ها رو دوست دارم     
امروز به زهرا (ر) هم اس دادم که از هفته دیگه بریم باشگاه.اونم گفت الان تبریز و تا هفته دیگه میاد که هماهنگ کنیم واسه باشگاه.یه کلاس تموم میشه یه کلاس دیگه باید شروع شه.در راستای مبارزه با بیکاری و افسردگی،پیش به سوی زندگی شاد داشتن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
ستایش
جمعه 20 اردیبهشت 1392 07:09 ب.ظ
بنویس.ادامه بده.خوب مینویسی.
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 12:47 ب.ظ
عالیهههههههههه
پیش به سوی زندگی شاد
دنیا واسه ما کاری نمی کنه
ما باید به فکر باشیم
راستی همشه میخونمت ها
ستایش واقعا دنیا واسمون کاری نمیکنه دوست خوبم
منم همشه میخونمت :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.