تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - ماسوله
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پریرزو من و دخترخاله برنامه ماسوله رو گذاشتیم و قرار شد خانواده رو راضی کنیم.
اول پدر رضایت نمیداد اما در مقابل مامان نتونست مقاومت کنه و برنامه ما اوکی شد.
صبح ساعت 9 راه افتادیم و ساعت 1 اونجا بودیم. من قبلا 1 بار رفته بودم راستش جذابیت اونچنانی برام نداشت.موقع برگشت رفتیم موزه میراث فرهنگی سراوان.اینم قبلا که رشت دانشجو بودم با دوستام رفته بودم اما این خیلی باحالتر از ماسوله بود.کلی به خانواده هم حال داد.بابا اینا که کلی یاد قدیما افتادن و کلی هم بهشون خوش گذشت
واقعا بعد از مدتها دیروز پیاده روی کردیم هم تو ماسوله هم تو موزه ، محوطه خیلی بزرگی بود.خدود 1 ساعتی پیاده داخل موزه بودیم. موقع برگشت دیگه هیشکی حال نداشت.همه خسته بودیم ولی می ارزید من که به این بیرون و طبیعت نیاز داشتم کلی از درختا و رودخونه و صدای آب انرژی گرفتم
ولی باز بی حوصلیگیم سر جاشه. یه سری کار دارم که هنوز انجامش ندادم و خدا میدونه کی قراره انجام بدم
از 3شنبه میخوام برم آرایشگاه که اونم گذاشتم آخرین لحظه یعنی شنبه برم.اگه 1شنبه کلاس نداشتم همین شنبه هم آرایشگاه نمیرفتم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 16 فروردین 1392
ستایش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.