تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - شب قدر سوم
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بنده دیگه به این نتیجه رسیدم که خدا  دیشبم یه نیم نگاه بهم نکرد.هر شب تا صبح بیدارما دیشب خوابم میومد.کلا هم دریغ از یک قطره اشک.
واسه نماز که رفته بود.بین دو تا نماز بدو رفتم سمت گلاب به روتون.اونم بنده که تو مسجد ته سالن بودم و باید از زیر دست و پای ملت میرفتم اونم با حالت دو ملت هم با تعجب فقط نگاه میردنezpi_shocked.gif
بعدشم که خواستم وضو بگیرم ،کرم پودر زده بودم اصلا نمیدونستم کرم هام پاک شده یانه اما با همان حال وضو گرفتم و اومدم واسه نماز تا نشستم یادم اومد مسح نکشیدم در این فمر بودم چطور دوباره از این سر مسجد برم اونسر و برم پائین که یه خانومه از پشت گفت برو آبدارخونهآبدارخونه نزدیک همین جایی بود که نشسته بودم،خلاصه موفق شدم وضو رو بگیرم.بعد نماز هم خاله و آتی اومدن واسه مراسم شب قدر.
دیشب آتی گفت 12 روزه بیشتر نتونسته بگیره و من گفتم به زنم به تخته روزه تا حالا منو اذیت نکرده نه تشنم میشه نه گشنم.
آمممممممممممممممما مثل اینکه به زنم به تخته زبونی فایده نداشت.شب که اومدیم خونه ساعت 3 یکهو دلم پیچه گرفتم،نمیدونم چی خرده بودم که اذیتم کرده بود،فک کنم بخاطر این بود این چن وقت همش آش خوردم.البت همون دیشب حالمون سرجاش اومد و فقط خواست بهم بفهمونه زززززززززززززززززر زیادی نزنhttp://freesmile.ir/smiles/61312_Dr_._marya.gif
صبحم ساعت 11 دیدم بابا زنگید به دخترخاله ببینه کنکور چیکار کرده،منم بیدار شدم ببینم چه خبره.رتبه شو نگفت نامرد،خو نمیگه ملت اینهمه منتظر بودن ،1 ساله کلا خونه خاله رفتم ممنوع شده اینقدر اینا حساسیت داشتن.حالا هم گفت پزشکی قبول نمیشم میخوام یکسال بمونم.هر چی هم همه میگن بزن تربیت معلم گوش نمیده.
مثلا بنده الان با ارشد الکترونیک دارم چیکار میکنم،به خدا آرزومه دبیری بگیرنم،واسه خانومها به نظرم بهترین شغله،3 روز در هفته کار دارن و به زندگیشون هم میرسن.خسته هم نمیشن.بنده الان عین خر پشیمونم چرا تربیت معلم نزدم.یادمه اون موقع بابام میگفت بزن،بهترها.منم میگفتم من میخوام مهندددددددددددددددس بشم.بعد از 10 سال چنان به غلط کردن افتادم که بیا و ببین.اونم با فارغ التحصیل شدن از دانشگاهی که خیر سرم جز 5 تا دانشگاه برتر ایرانه.
تازه کی تضمین میکنه با 1 سال موندن آدم رتبه بهتر میاره.البته آبجی کوچیکه موند و سال دوم پزشکی قبول شد اما به نظرم آبجی کوچیکه زرنگتر از دخترخاله است.یادم میاد دوستای خواهرم که واسه پزشکی موندن اکثرا بدتر آوردن.پشت کنکور بودن خیلی سخته،خوندن اینهمه درس تکراری اونم 1 سال.من که آدمش نیستم،خدا صبر بده به خالم.... 
--------------------------
ساعت 4 و نیم با آتی قرار گذاشتیم بریم خرید.هم اون لپ تاپشو بده درست کنن هم من پارچه ها رو نگاه کنم و یه چیز بگیرم واسه عروسی آبجی کوچیکه بدوزم.امیدوارم یه پارچه خوب گیرم بیاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 مرداد 1392
ستایش
جمعه 11 مرداد 1392 02:59 ق.ظ
ممنون که بهم سر زدی عزیزم...ایشالله دخترخالتون نتیجه بگیره پشت کنکور بودن سخته
ستایش خیلی سخته ولی حرف گوش نمیده :)
جمعه 11 مرداد 1392 02:55 ق.ظ
سلام عزیزم ممنون که بهم سر زدی...ایشالله که دخترخالت نتیجه بگیره منم آدم پشت کنکور موندن نبودم!
تهرانم باید پارتی داشته باشی که بتونی جای خوبی کار کنی وگرنه شغل کاذب تو تهران زیاده که ارزش رفت و آمد نداره
ستایش چرا جدیدا اینقدر بی آدرس نظر میزارید ،خب من از کجا بفهمم کی کیه!!!!
تهران بودن،بعد دانشگاه 2 ماهی دنبال کار گشتم اما پیدا نکردم :)
جمعه 11 مرداد 1392 02:43 ق.ظ
منم دقیقا عین تو بودم. میگفتم باید بشم مهندسسسسسسسسسس ولی واقعا معلمی بهترین شغل وواسه خانوماست
ستایش فقط حیف که خیلی خیلی دیر به ای نتیجه رسیدم،الان فقط باید وایستم با حسرت به انتخاب غلطم نگاه کنم.
جمعه 11 مرداد 1392 01:18 ق.ظ
سلام
ستایش جان این نگو خدا حواسش به همه بنده هاش هست
راستی عزیزم دیگه به ما سر نزدی
این شبها التماس دعا
ستایش ممنون ،لطف داری
خب /آدرس چرا نذاشتی بدونم کجا بیام
لطفا آدرس بذار حتما بیام :)
پنجشنبه 10 مرداد 1392 10:46 ب.ظ
قبول باشه عزیزم حتما نباید گریه کنی که عزیزم همین که خدا بهت توفیق شرکت تو مرلسم رو داده یعنی دعوتت کرده مهم اینه که دلت چی می خواد
خوش به حالتون عروسی دارید .
پارچه خریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ستایش ممنون عزیزم
اون چیزی که میخواستن پیدا نکردم
دوباره شنبه باید برم
ولی واسه مامانم خریدم:)
پنجشنبه 10 مرداد 1392 10:30 ب.ظ
سلام.منم برق خوندم. امسالم ارشد قبول شدم. این جور رشته ها برای کسایی که تو تهران زندگی میکنن و حتما حتما تو یه جا پارتی دارن خیلی خوبه. دوستای تهرانی من اکثرشون رفتن سر کار. چون هم اونجا ساکنن و هم خیلی آشنا دارن. منم میدونم که اگه اینجوری پیش بره بعد از دوسال دیگه بازم محکوم به ادامه تحصیلم.

توی شب قدر که حتما نباید گریه و زاری کرد. این حرفارو آخوندا درآوردن. همین که آدم بیدار بمونه و عبادت کنه و برای بقیه دعاهای خوب کنه خودش خیلی سعادت میخواد.
ستایش اره،موافقم
ادم اگه تهران خونه داشته باشه میتونه به هرحال یه کاری پیدا کنه
من دوس ندارم دکترا بخونم،آخه این چه وضعشه:(
پنجشنبه 10 مرداد 1392 10:15 ب.ظ
سلام
خوبی
ای لعنت به این کنکور که پدر همه رو درآورد
انشالله که دختر خالت موفق باشه
منم صدسال تو خودم نمیدیدم بخوام بشینم یه سال تو خونه و بخونم
مثل الان که به خودم نمیبینم مثل آدم بشینم برا ارشد بخونم:)
ستایش به به،مژگان جون
منم از این عرضه ها ندارمولی تو بشین 1 بار درست حسابی اسه ارشد بخون
حتما قبول میشه خانوم
پنجشنبه 10 مرداد 1392 09:18 ب.ظ
پس حسابی سرت شلوغ میشه . یه دعایی برا من هم بکن متحول بشم ، درس بخونم!
ستایش آره،میخوام از این 1 سال کلاس خیاطی رفتنم استفاده کنم،خودم واسه عروسی لباس بدوزم،دعا کن از پسش بر بیام
درس خودن یه اراده اهنین میخواد،واسه منم خیلی سخت بود همش میگم اگه پارسه نمی رفتم هیچوقت نمیخوندم،فقط آزمونهای پارسه مجبورم میکرد درس بخونم :)
پنجشنبه 10 مرداد 1392 06:11 ب.ظ
سلام
وضویی که با اینهمه مکافات گرفته بشه واقعا ارزش داره
بنظر منم معلمی بهترین گزینه کاری برای خانوما میتونه باشه
هر دختری بالاخره یه روز خانم خونه میشه با کلی مسئولیت در منزل
کار هر روز در بیرون اونم کارهایی با مسئولیت زیاد واقعا کمر شکنه
ستایش منم کاملا موافقم
لی بچه ها تو 18 سالگی کله شون بو قورمه سبزی ،دقیقا مثل اون موقع خودم
پنجشنبه 10 مرداد 1392 05:09 ب.ظ
طاعات و عباداتت قبول
ستایش ممنون
به همچنین
پنجشنبه 10 مرداد 1392 04:30 ب.ظ
خوش بحالت عروسی دارین
ستایش آره، شهریور
جای شما خالی :)
پنجشنبه 10 مرداد 1392 04:23 ب.ظ
دوای دردِ آنیِ دلپیچه کمی نمک در کمی آبلیمو... نوش جان . فوری خوب میشی :-)
قبول باشه طاعات و عباداتت ...
ستایش ممنون از راهنمایی
به همچنین طاعات شما هم قبول
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.