تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - بحث
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیروز بازم بچه شدم بازهم دعوا شد و بازهم آدم بده منم.
باز به این نتیجه رسیدم که نبودنم بهتر از بودنه. سخته که تمامه حرکاتتو پای حسادت به خواهر کوچکترت بنویسن و بگن واسه اونه تو اینجوری میکنی.
حالن بهم میخوره کسی اینجوری بهم توهین میکنه.من حسودم نه بخاطر شوهر داشتنش بخاطر اینکه پدر و مادرم همیشه اونو بیشتر از من دوست داشتم.دوست داشتن بچه شون حقشونه اما ........
حالم از خودمم بهم میخوره ،از این اخلاق گندم.از این که به قول بابام مثل بچه 7 ساله هستم و نمیتونم جلو زبونمو بگیرم.
دیشب پدرم گفت تو از اون 2تای دیگه بدتری.فکر نمیکردم از برادری که بی اجازشون رفته زن گرفته و بعد 6 سال هنوزم خونشون نمیاد بدترم.دیشب حرفایی گفت که  میدونستم ولی میخواستم انکار کنم.دیشب منم بد بودم بدتر از همیشه.دارم به این نتیجه میرسم که کاش نبودم که اینهمه مصیبت و بعد از تموم شدن دانشگاهم نداشتم.

آرامش حق منه که الان ازم سلب شده.
کاش اینهمه گناه نبود تا با تمامه وجودم مرگ رو میخواستم.
این انصاف نیست این دنیات جهنم باشه و اون دنیاتم جهنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 تیر 1392
ستایش