تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - بی خواب
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دیشب باز بی خواب به سرم زد و هرکاری کردم نتونستم بخوابم و چقدر عذاب آوره وقتی آدم به این مرض دچار میشه و هر چی فکر مکنه بازم خوابش نمیبره.
تا 2و نیم اینور اونور شدم تا خوابم ببره،دیدم نخیر.ذهن ما هوشیار هوشیار است .بنابراین پا شدم به تمییز کردن کمد البته ایندفعه قفسه کتابا.واقعا من نمیدونم چرا پروژه دانشجوها رو نگه داشتم.دیروز همشون رو جمع کردم البته تلق و شیرازه هاشو برداشتم دیگه اینا رو دلم نیومد بندازم.یک مقدار از کاغذهارو امروز بردم خیاطی و به عنوان الگو استفاده کردم. ولی در کل بیشترش رو ریختم تو پلاستیک که بندازمش دور.
ما دیشب همینجوری بیدار بودیم و حتی صدای اذان رو هم شنیدیم اما باز از خواب خبری نبود از شانسمم امروز کلاس خیاطی داشتم.نمیدونم چن خوابم برد شاید 2 یا 3 ساعت خوابیدم بعد رفتم کلاس.بعدظهر هم نشد که بخوابم.رفتم سراغ مانتو که بدوزمش.یقه مانتوم خراب شذ،خیلی حالمو گرفت،حالا فردا میخوام یه جور سمبلش کنم که بقیه متوجه خرابکاریش نشن.ولی در کل مانتوی باحالی شده.
امروز هم باشگاه نرفتم کلا این ماه که تموم شد،واسه ماه بعد هم که ماه رمضونه و نمیرم.
فردا باید برم کلاس زبان.بعدشم با آتی میریم بیرون بگردیم و شبم پیشه آبجی موچیکه بمونیم.
واسه آزمونم حال ندارم بخونم،اصلن نمیدونم چی باید خوند
بی حالم بی هیچ دلیلی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 8 تیر 1392
ستایش
سه شنبه 11 تیر 1392 08:54 ب.ظ
یو بیشتر عزیزی
دوشنبه 10 تیر 1392 11:19 ب.ظ
ستایش عزیزمی :*
دوشنبه 10 تیر 1392 06:31 ب.ظ
وای بیخوابی روان ادم رو به باد میده میفهممم
ستایش دقیقا
رسما آدم دیووانه میشه اونشب
دوشنبه 10 تیر 1392 02:17 ب.ظ
امون از بی خوابیییییییی
ستایش منم خیلی دچارش میشم
خیلیییییییییییییییییییییییی
ایشالله یقه مانتوت هم درست شه
ستایش ایشالا،فعلا که سراغش نرفتم
شنبه 8 تیر 1392 10:40 ب.ظ
سلام عزیزم کی گفته خاطراتت به درد خوتت میخوره؟ خیلی هم باحاله.منم از خوندش لذت میبرم.به منم سربزن و داستان هام رو بخون همه میان فقط نگاه میندازن.نظرتو راجب داستانام بگو.بای تا های
ستایش مرسی عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.