تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - زندگی1
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
از صبح شروع کردم به دوختن بلوزم.وقتی خیاطی میکنم به چیزی فکر نمیکنم و این خیلی خوبه.اما یه دفعه یه تلفن باعث میشه به تمام نداشته هام فکر کنم.دوستم بود که همون دانشگاهی که درس میدادم اونم درس میداد.میگفت دانشگاه واسه جشن دعوت کرده و میخواست ببینه که بریم یا نه.اما من پیامکی بهم نرسیده بود.ناراحت شدم از اینکه هیچوقت دیده نمیشم.از این که هیجا به حساب نمیان.انگار تمامه حس های بد به سمتم هجوم آورد.حس هایی که هر روز دارم باهاشون میجنگم.اما انگار دنباله یه بهونه واسه آزاد شدنن.سخته که اینجا باشم یعنی سخته که هیچی نباشم به معنای واقعی هیچی نیستم.آدمی هستم که اگر نباشم به ضرر کسی نیست  هیچ جای این دنیا مشکلی به وجود نمیاد.آدمی که هیچی نداره.در همین افکار بودم که آبجی کوچیکه زنگ زد.21 شهریور عروسیشه.از لباس عروسی که سفارش داد گفت،از لباسی که شبیه لباس کیت مدیلتونه.گفت و گفت و من بیشتر ناراحت شدم نه از عروسیش نه از شادیش که خوشحالم واسش ،من واسه خودم ناراحتم.خواهری که 3سال ازم کوچیکتر بود تو زندگیش ازم موفقتره.الان که اینترن بیمارستانه و حقوق میگیره،عاشق شوهرشه و عاشق زندگی که الان داره.دنبال گرفتن تخصصه ،الانم که درگیر عروسی و جهیزیه.به خدا سخته که ببینی همه ازت جلوترن.سخته ببینی همه دوستات بچه دارن(سولی هم پسرش بدنیا آومد).هر چقدر خودمو گول بزنم که شادم که زندگیم خوبه اما نیست این زندگی پر از جای خالیه.جای خالیه یه کار که بتونه یه درآمد بهم بده جای خالی یه مرد که کنارم باشه.حتی جای خالیه یه دوست
من هیچوقت تو زندگیم زیاد نخواستم اما حتی به کمم هم نرسیدم.من خستم،من داغونم
هر روز بی انگیزه پا شدن سخته،خودمو با خیاطی سرگرم کردم با ورزش . کلاس ،چون چاره ای ندارم.من هیچ راهی برای تغییر این زندگی که به بن بست رسیده ندارم.من فقط دارم نفس میکشم،فقط نفس بدون هیچکار مفید.من از این نفس هم خسته شدم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 2 تیر 1392
ستایش
دوشنبه 3 تیر 1392 07:51 ب.ظ
nagoo injoori afsorde mishi ha doost joonam, motmaenam ye rooz behem email mizani o migi ke be arezoohaye ghashanget residi, ino az samim e ghalb arezoo mikonam
ستایش مرسی عزیزم :*
ایشالا
دوشنبه 3 تیر 1392 12:06 ق.ظ
تورو خدا رو خودت کار کن
تو باید خوبی ها رو ،محلت ها رو و اتفاقات مثبت رو جذب کنی
با آه و ناله هیچی درست نمیشه
همین منفی نگری هاست که این بلا ها رو به سر زندگیمون آورده
ستایش من همش دارم رو خودم کار میکنم اما یه جاهایی واقعا آدم کم میاره
وقتی هیچی(رسما هیچی) درست پیش نمیره
بازم تلاش میکنم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.