تبلیغات
دفترچه خاطرات این روزهای من - استامبلی
 
دفترچه خاطرات این روزهای من
درباره وبلاگ


اینجا یه وبلاگ ،واسه خاطرات منه. میدونم که نوشته هام فقط به درد خودم میخوره
اینجا وبلاگ یه انسان معمولی با خاطراته معمولیه که خودم دوسش دارم

مدیر وبلاگ : ستایش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مامان واسه نهار داشت استامبلی( همون لوبیا پولوی بقیه شهرا) رو درست میکرد و از اونجایی که دنبال فتوکپی شناسنامه آبجی کوچیکه بود ،غذا دیر شد
مامان: میگم خوبه ایندفعه واسه تنوع مواد رو با برنج قاطی نکنیم و جدا بخوریم.
من فوری شاخکام شروع به جنبیدم کرد که این دلیل داره بله وقته اذان بود و مامان فکر پیچوندن غذا
من:نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
البته بعدش مهربون شدم و گفتم بقیه شو خودم درست میکنم.الان گذاشتم برنج دم بکشه. آخه کی لوبیا پلو رو جدا جدا  میخوره ،خو اسمش روشه پولوش با لوبیاس




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 خرداد 1392
ستایش
پنجشنبه 23 خرداد 1392 03:03 ق.ظ
be jash man barat mofrestam
ستایش عزیزمی :*
چهارشنبه 22 خرداد 1392 10:17 ب.ظ
دوس جون مهربون خودمی تو
ستایش عزیزمی(بوس)(چرا اینجا شکلک نداره من میخوام واسه دوسم بوس بفرستم خو)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.